X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1390

نگاهی به آئین های نوروزی

**** پیشنوشت: لابد شما هم بارها د یده اید که هروقت تقی به توقی میخوره؛  بسیاری داد از تمدن چند هزارساله میزنند و رگ گردنشون از اینکه «چه بودیم» میزنه بیرون؟ ولی وقتی باریک میشید میبینید متاسفانه اکثرشون اطلاعات زیادی درباره ی نیاکانمون ندارند چه برسه به آئین های باستانی. خواهش می کنم حوصله کنید و این نوشته رو تا آخر بخونید شاید که نکته ای را برایتان یادآوری کرد. اگر که تمایل داشتید خاطره یا هر نکته ای رو که میدونید؛ جهت تکمیل اطلاعات اضافه کنید.  اگر هم «دوست تر» داشتید و اهل وبلاگنویسی هستید؛ چنانچه درهرچه بیشتر انتشار نکته های دانستنی این مطلب به نام خودتون اقدام کنید؛ ممنوندار میشم. درسته که هنوز یه موزولی(کوچولو) تا نوروز مونده ولی کم کم اینقده مشغولیات زیاد میشه که شاید وقت نشه درباره اش چیزی بنویسم.

بعنوان عرض ارادت/هانا دختر یکی از دوستان


همینطوری که می دونید سرآغاز جشن سیزده روزه ی نوروز(که قبلن یک ماه بوده)، روز اورمزد(اهورامزدا، روزنخست فروردین) است. برخلاف سایر جشن‌های برابری نام «ماه و روز»، نوروز منحصر بفرد و برسایر جشنها، برتری خاصی داره. به باور «فردوسی» سرآغاز نوروز به زمان«جمشید شاه پیشدادی» برمیگرده و به همین علت آن را «نوروز جمشیدی» نیز گفته اند.(سرسال نو هرمز و فروردین/برآسوده رنج تن و دل زکین//به جمشیدبر گوهر افشاندند/مر آن روز را «روزنو» خواندند _ شاهنامه) در مورد پیدایش این جشن افسانه‌ها بسیاره، ولی اهمیتش به اینه که آیین‌های بسیاری در قبل و بعدش  انجام می‌شده که در بیشتر اونها تلاش بر این بوده که با یک بی نظمی خاصی، نظم نوینی رو ایجاد کنند و بقول معروف  نشون بدهند که:«روز از نو و روزگار از نو» یعنی چه؟ بیایید با هم نگاهی بیندازیم به بعضی از سنتهای نوروزی که ای بسا بسیاری از اونها رو هیچ به یاد نداشته باشیم.



**«خیرمقدم بازگشت مردگان» (از 26 اسفند تا 5 فروردین). ایرانیان باستان معتقد بودند «فــَـرَوَهر‌ها» یا ارواح درگذشتگان برای بازدید و تبــرّک خانه و زندگیشون به کره ی خاکی بر می‌گردند. در گذشته های دور افرادی با ماسک های سیاه (شبیه به جشن مردگان در آمریکای جنوبی) در کوچه و بازار رفت و آمد می کردند تا بطور سمبلیک فاصله‌ی میان مرگ و زندگی و هست و نیست را در هم بریزند. باز مانده‌ی این رسم، آمدن حاجی فیروز با آتش افروز(اسپند دان) بود. **از دیگر رسمهایی که تلاش داشت تا با آمدن بهار و سنت شکنی«مادر طبیعت»، آدمها نیز سنت شکنی کنند؛ رسم «میر نوروزی» بود که، جا به جا شدن ارباب و بنده معنی میده. در این رسم ، یک نفر را از طبقه‌های پایین جامعه،  برای چند روز یا چند ساعت به سلطانی بر می‌گزیدند و «سلطان موقت» بر طبق قواعدی اگر فرمان‌های بیجا صادر می‌کرد؛ از مقام امیری بر کنار می‌شد. (سخن در پرده می‌گویم؛ چو گل از غنچه بیرون‌ آی/ که بیش از چند روزی نیست حکم میر نوروزی _ حافظ).

** خانه تکانی هم به نوعی همان  درهم ریختگی و سپس نظم معنی میشه. به نوعی تمام خانه برای نظافت زیر و رو می‌شد. در بعضی از نقاط ایران رسم بوده که  خانه‌ها را رنگ آمیزی می‌کردند و یا دست کم همان اتاقی که هفت سین را در آن می‌چیدند؛ سفید می‌شد. اثاثیه‌ی کهنه را به دور می‌ریختند و نو  می‌خریدند و شکستن کوزه ی کهنه ی یک ساله که جایگاه آلودگی‌ها و اندوه‌های یک ساله بود؛ از واجبات بود. ظرف‌های مسی و نقره‌ها را جــَـلا می‌دادند. گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک می‌کردند. فرش و گلیم‌ها را می تکاندند چرا که ارواح مردگان، (فروهر‌ها =ریشه‌ی کلمه‌ی فروردین) در این روز‌ها به خانه ی خود بر می‌گردند و اگر آنجا رو تمیز و بستگان را شاد ببینند خوشحال می‌شند و برای آنان دعا  و برکت می طلبند و اگر هم نه، غمگین و افسرده باز می‌گردند. از این رو چند روز به نوروز مانده  مُشک و عنبر می‌سوزاندند و شمع و چراغ می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران رسم بود که شب آخرین جمعه‌ی سال، بهترین غذا را می‌پختند و بر گور درگذشتگان می‌پاشیدند و روز پیش از نوروز، به خانه‌ای که در طول سال در گذشته‌ای داشتند می‌رفتند و دعا می‌فرستادند و بدین شکل برای مردگان «عید» می گرفتند.

** ایرانیان باستان از 20 روز به عید مانده از هفت نوع دانه، به نشانه ی هفت امشاسپند(فرشته ی جاودان، هرکدام نشانه ی یکی از صفتهای اهورامزدا هستند) و یا دوازده نوع که سمبلی از دوازده ماه(برج مقدس) سال بوده ؛ بر روی خشت خام«سبزه» سبز می‌کردند. هرکدام از دانه ها که بیشتر رشد می کرد نشانه ای از برکت آن محصول در طول سال بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد سه اصل آیین «زردشتی» یعنی: هومت (اندیشه‌ی نیک)، هوخت (گفتار نیک) و هوو.رشت (کردار نیک) سبز می‌کردند. ** هرچند«چهار شنبه سوری» در شاهنامه داستانی دیگری دارد و نوشته ی بعدی را به این مورد اختصاص داده ام بهتر از من می دونید که: واژه ی «سوری» سوای معنی «سورچرانی و جشن»، همان سوریک فارسی و به معنای سرخ  و گلهای سرخه که شاید سمبلی از لهیب سرخ آتش باشه!؟

چهارشنبه سوری در کردستان ترکیه


در ایران باستان، بازار در این شب چراغانی و زیور بسته و سرشار از هیجان و شادمانی بود.  هنگام غروب ، بوته‌ها را به تعداد هفت یا سه (معنی سمبلیک آن در بالا ذکر شده) روی هم می‌گذاشتند و  وقتی خورشید کاملن می رفت، آتش را بر می‌افروختند. در بعضی نقاط ایران برای شگون، وسایل دور ریختنی از قبیل پتو، لحاف و لباس‌های کهنه را می‌سوزاندند. آتش می‌توانست در بیابان‌ها و رهگذرها و یا  در حیاط و بام خانه‌ها برپا شود. وقتی آتش شعله می‌کشید از رویش می‌پریدند و ترانه‌هایی که در همه‌ی آنها خواهش برکت و سلامت و بارآوری و پاکیزگی بود؛ می‌خواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نمی‌کردند تا خودش خاکستر شود. سپس خاکسترش را که مقدس بود کسی جمع می‌کرد و بی آنکه پشت سرش را نگاه کند؛ سر ِ نخستین چهار راه می‌ریخت.


نقشی از چهارشنبه سوری_ چهل ستون اصفهان


** «شال اندازی» و «قاشق زنی» از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از پایان مراسم آتش افروزی،  جوانان به بام همسایگان و خویـشـان می‌رفتند و از دریچه ی بخاری، شال درازی را به درون می‌انداختند تا صاحب خانه هدیه‌ای در شال بگذاره. البته در شیوه ی قاشق زنی،  صورت خودشون رو با پارچه یا چادری می پوشاندند و درب خونه ها می رفتند و آنقدر با قاشق به ظرف مسی(نشانه ای از خوراک و برکت) می زدند تا صاحبخونه هدیه ای که یه جورایی سمبلی از فال و آینده ی افراده بهشون بده.   **از دیگر مراسم چهارشنبه سوری «فالگوشی» مخصوص کسانی بود که آرزویی داشتند. مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی که نماد«گذار از مشکل» بود می‌ایستادند و کلیدی را که نماد گشایش بود؛ زیر پا می‌گذاشتند. نیت می‌کردند و به گوش می‌ایستادند و گفت و گوی اولین رهگذران را پاسخ نیت خود می‌دانستند. آخی … یادم میاد که دختر ننر و ترش شده(پیر و شوهر نکرده ی) همسایه مون با چشم گریون به سراغ باباش اومد که وقتی نیت کرده بوده؛ رهگذری که همون وقت داشته رد می شده محکم«گوزیده»! حالا یعنی بخت و آینده اش چی میشه؟


انار رها شده در آب _ سفره ی هفت سین


** اما اصیل ترین پیک نوروزی سفره‌ی هفت سین بود که به شماره‌ی هفت امشاسپند(صفتهای خدایی-الهه و فرشته) از عدد هفت مایه می‌گرفت. بمانه که  شنیده ام: در اصل هفت «شین» بوده و بخاطر ممنوع و حرام بودن «شراب»، به هفت سین تغییرش دادند. با اینحال بازم ایرونی های زرنگ که «سرکه» رو غافل نشدند. البته  دکتر بهرام فره وشی معتقده بخاطر چیدن هفت سینی یا هفت قاب بر خوان نوروزی، در اصل هفت سینی بوده!؟ خاب … اگه بخوام از معنی سمبلیک چیدمان سفره ی هفت سین بگم؛ حسابی حوصله تون سر میره و فقط یک دانستنی بسیار مهم : برای چیدمان سفره، باید چیزهایی رو گذاشت که از روییدنی ها و طبیعی و از همه مهمتر نمادی از برکت و شادی باشند. منظور… نباید اصراری در گذاشتن حرف «سین» یا حرف دیگه ای باشه. همینکه بهترین داده(نعمت)های اهورایی باشه کافیست. بخصوص یادتون باشه که  ورود ماهی قرمز برسر سفره های هفت سین یک سنت اشتباهیه که از هشتاد سال پیش با ورود چایی به ایران رایج شد که در اصل یک رسمیه برای شروع سال نوی چینی. با این تفاوت که چینی ها بلافاصله این ماهی های نگون بخت قرمزی  که تا بیش از سی سال عمر آنهاست رو؛ به آب رودخانه رها می کنند. در عوض برسر سفره های زردشتیان عزیز، «انار» یا «سیب سرخ» درون ظرف آب مقدس رها می شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند.



**** پانوشت: از آنجا که مطلب طولانی میشد از بیان مواردی مثل: آبریزان یا آب پاشان، نوروز خوانی، انواع نوروز کوچک و بزرگ(روز خرداد در فروردین ماه)، جشن تولد حضرت زردشت(6 فروردین)، کوسه برنشین(خداحافظی با زمستان)، بار عام(دیدار عمومی با حاکم وقت)، ریختن آویشن دردرگاه منزل، سیزده بدر و … ذکری نرفت و شاید در قسمت نظرات اشاره ای بشود. در عوض شما از سنتها و خاطره هایی که به یاد دارید بفرمایید … موفق و پیروز باشید … درود و دو صد بدرود … ارادتمند حمید