X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
سه‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1389

مرد تنهای شب

**** پیشنوشت: این متن، نوشته ایست در فراق مادرم که این روزها سالگرد پرواز اوست. چنانچه باعث دلگرفتگی شما می شود؛ پوزش می خواهم و مطمئن باشید بلافاصله آخرین نوشته ی وبلاگ را منتشر خواهم کرد. 

برای همه ی ایرانیان و همزبانان، این روزها و فرارسیدن روزهای قبل از عید، سرشاز از هیجان است و خوشحالی فرارسیدن سال نو. ولی امــّا حکایت من یکی فرق می کند و هرساله همینکه این ایّـام فرا می رسد؛ ناخودآگاه یک دلتنگی و گرفتگی بزرگی بر همه ی وجودم هجوم می آورد. و باز امسال که پس از سالروز پرواز مادرم؛ زندگی در غربت و دوری از محبّـت عزیزترین عزیزانم ، همگی ناگهان برهمه ی وجودم حمله ور شده است. 

شما دوستان مرا می شناسید که اهل غــُر زدن نیستم و بلکه همواره سعی کرده ام تا درددل دوستان را مرهمی باشم. امــّا انگار اینبار حکایت از این حرفها گذشته است و اگر ترس آن را نداشته باشم که دوستان هم پی به «دعایی بودنم»*1* ببرند؛ فقط از سر رها شدن، اینجا نوشتم. چه بهتر که هرچه می شود کوتاه تر باشد و کوتاه تر. 

 

=مادرم رفتی و مرا در این دنیای کم محبت تنها گذاشتی.
=مادر وطنم من رفتم و از همان حرعه محبت همزبانی با هموطنانم محروم ماندم .
=و ای معشوق رویایی ام؛ در این رفتن مادرم و رفتن خود، تو کجایی تا ببینی که چگونه«من مرد تنهای شبم/ مـُهر خاموشی برلبم/تنها و غمگین رفته ام/ دل از همه گسسته ام/تنهای تنها/غمگین و رسوا/ تنها و بی فردا منم/ من مرد تنهای شبم/صد قصـّه مانده برلبم/از شهر تو من رفته ام/کوله بارم را بسته ام/بی فکر فردا/با خود و تنها/عابر این شبها منم»**2** 

  

&&& توضیحات:
*۱- جمله ای از فیلم جاودانه ی «سوته دلان» شادروان علی حاتمی
**۲-بازنویسی ترانه ای از حبیب. جهت شنیدن و دانلود« ایــنـــجـا کلیک کنید».

***3-از آنجاکه ممکن است چند روزی دسترسی به اینترنت نداشته باشم؛ از اینکه نظرات شما عزیزان رو دیر پاسخ خواهم نوشت؛ عذرخواهی می کنم.