X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1391

انواع رویا

امروزه مسلم شده که همه ی افراد بدون شک «خواب» میبینند. به نوعی یک پنجم (22 درصد) از مدت زمان خوابیدن هرکس به خواب دیدن سپری میشه. از نظر علمی معلوم نیست چرا پاره ای از مردم خوابها و رویاهایی رو که دیده اند؛ یادشون نمیاد؟  البته بیشتر افراد هم فقط همون بخش خوابهایی رو که نزدیک بیدارشدنشونه رو به یاد میارند. بمانه که هرچی آدم پیرتر میشه خواب دیدنهاش کمتر میشه ولی داشتم فکر میکردم که آیا کابوسهایی که بچه ها می بینند با بزرگترها از یک نوعه؟ آیا بین رویای زن و مرد تفاوتی وجود داره؟ آیا رویاها تاثیر و قدرتی هم در زندگی بیداری دارند؟ آیا همه ی خوابهامون رو باید همونطوری که می بینیم برداشت کنیم؟ آیا تفسیری رمز وار هم درون رویا هست؟ آیا تعادل روحی افراد در نوع رویا بینی اونها تاثیر داره؟ آیا احساسات درونی و عاطفی بشر مثل خشم و هراس و انتقامجویی درونی اونها در رویابینی تاثیر دارند؟ و خلاصه سوالهای دیگه؟؟؟

هرچه هست میدونم که برخلاف قوانین منطقی شعور آگاه، درکنار هم قرار گرفتن چیزهای متضاد در رویا امکان پذیره. مثلن  یک چیز میتونه در آن واحد هم خودش و هم ضد خودش باشه؛ هم اینجا و هم جای دیگه ای باشه؛ پرنده ای در عین سلامت بال و پر از پریدن عاجز باشه ولی یک شخص بدون داشتن بال و پر به پرواز در بیاد. خلاصه هرکار غیرممکن، شدنی و هر کار شدنی، ناممکن بشند. پس نمیشه اینهمه کیفیتی که ممکنه در رویاهامون وجود داره رو نادیده بگیریم. در اینجا بهتره نگاهی بیندازیم به ریشه ی بعضی از انواع رویاها شاید که پیام بعضی خوابهامون رو بهتر درک کردیم.

یک: رویای کامجو: رویایی که در آن خواستها و هوسهای سرکوفته و نیازهای ناکام افراد ارضاء میشند و یه جورایی وظیفه ی کامجویی درخواب رو برای برقراری تعادل از دست رفته ی روحی ایجاد میکنه.

دو:  رویای گزارشگر: این همان رویای پدیده گو و خبرگزاره که رویدادها و وقایعی که همزمان خوابیدن شخص در حال اتفاقه رو گزارش میده. مثلن تنگی یقه  رو در خواب، طناب دار ببینه و یا صدای چک چک همزمان شیر آب دستشویی رو آبشار ویکتوریای کانادا و نیش حشره رو جراحتی عمیق خنجری در قلب و جیش کردن در بستررو وزیدن نسیم گرمی به همه ی هیکل آدم :)  البته گاهی شده که از طریق تله پاتی و قدرت ذهن برای خوندن اندیشه و رویدادها  از طریق رویاها استفاده شده. مثلن  بعضی خبرهایی مثل وقوع آتش یا سقوط کسی یا مرگ عزیزی رو این رویا همزمان در خواب گزارش میده.

سه: رویای بازگو: رویاییه که دیده ها و شنیده ها و رویدادهای گذشته ی شخص، بازگفته و روایت میشند. به نوعی تاثیرات پس مانده ی روزانه ی ماست که گاهی مربوط به سالها پیش میشند و مثل بازسازی خاطرات در بیداری عمل میکنه.

چهار: رویای پیام گو یا پیامبرانه: رویایی الهام بخشه که پیام و رسالتی رو بر شخص خواب بین ابلاغ میکنه که این پیامها معمولن متافیزیکی و آسمانی هستند. مثلن بسیاری از شاعران و دانشمندان صورت فکر، شعر یا کشف خودشون رو در خواب دریافت داشته اند و در بیداری به اون تحقق بخشیده اند. البته فراموش نشه که این رویا مربوط به همون زمان حال فرده.

پنجم: رویای پیشگو: رویاییه که از پدیده هایی آگاهی بدست میده که شخص هیچ تغییر یا تاثیری در ایجاد اون نداره. مثلن شاعر نیست ولی یه دفعه شعری از ناخودآگاه به اون الهام میشه. همین رویاست که خبر از حادثه ای بزرگ، مرگ کسی یا موفقیت و پیروزی شخصی یا ملتی رو به اون فرد میگه. با فرض اینکه آینده و حوادث اون از قبل معلوم شده و فقط باید زمان و مکان و شرایط اون سپری بشه تا به «آینده» دسترسی پیدا کرد؛ میشه بگی به نوعی مغز بعضی آدمها (نه همه هوشمندان) چنان رشد یافته که مثل کامپیوتر، استعداد محاسبه و درک آینده رو (نه همیشه و فقط در بعضی خوابهاشون) دارند.

شش: رویای کیفرنمون: یا همونی که گاهی بخاطر تنازع درونی در برابر پذیرش و رد یا مقاومت و تسلیم در برابر مسئله ای، بصورت احساس کیفر گناهی برای انسان رویاسازی میکنه و مجازاتی اخلاقی رو در رویا مشاهده و تلقین میکنه.

هفت: رویای پاسخ جو یا مشگل گشا: رویاییه که میان دانشمندان فراوان دیده میشه و مشکل ترین مسائلشون یکباره در رویا حل شده. بعضی ها حتی خود مشکل(مسئله) رو در رویا کشف و سپس راه حلش رو هم پیدا می کنند.

هشت: رویای پالایشگر: رویاییه که وظیفه اش تزکیه و خونه تکونی عاطفی درون انسانه. مثل گریـه ای درخواب که احساس راحتی و نشاط در بیداری رو میاره. این رویا یه جورایی گره گشای مسائل عاطفی اند.

نـُه: کابوس: رویای دلهره زا که ناشی از نگرانی ها و هراسهای فوق العاده ی ذهن انسانه و از اسمش پیداست که در بیداری کاری رو کرده ایم که این دلهره رو با خودمون به خواب میبریم و سبب کابوس دیدن و گهگاه با صدای فریادی، از خواب پریدن رو بدنبال داره. بجز کودکان که مرز واقعیت و خیال رو نمی شناسند، تکرار کابوس در بزرگسالی ناشی از ناراحتی های عصبی و آشفتگی های درونیه که باید به درمان پرداخت.

**** پانوشت: در نوشتن مطلب فوق از کتاب ارزشمند «خط سوم» اثر دکتر صاحب الزمانی درباره ی زندگی و اندیشه ی شمس تبریزی استفاده شده است …. موفق و پیروز باشید …. درود و دو صد بدرود … دوستدار شما: حمید