X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
جمعه 9 دی‌ماه سال 1390

کریسمس

ضمن عرض تبریک دیر هنگام سالروز هماهنگ شده(نه واقعی) تولد حضرت مسیح و کریسمس خدمت شما عزیزان،  اگر بخواهیم نمونه ای واقعی از گذشته های ایرانمان را بجوییم؛ تا اینجایی که میدونم به نظرم آمریکا و کانادا از بهترین نمونه هایی اند که دست کم هر ماه، یک مراسم شادی و شادمانی دارند. هنوز از «هالووین»(قاشق زنی) فارغ نشده، در تدارک برگزاری مراسم «تنکس گیوینگ»(شکرگزاری) بودند و از فردای آن، همه ی فروشگاهها و مکانها، با دکورآرایی سرو و چند جعبه ی دکوری کادو، به استقبال کریسمس رفتند. در کنار حراجهای فصلی و فروشهای ویژه،  وجود افراد داوطلبی که لباس قرمز رنگ بابا نوئل و یا فرمهای مخصوص درب فروشگاهها می ایستند و با تکون دادن یه ریز زنگوله ای مردم رو تشویق به دادن صدقه می کنند یکی از برنامه های جالبیه که برای جمع آوری پول نقد و کادوهای خیریه برگزار می شه.


داوطلبان جمع آوری کمکهای نقدی برای نیازمندان در کریسمس



اولین نشانه ی شروع ایام کریسمس، تزیین درخت سرو (طبیعی یا مصنوعی) و بخصوص گذاشتن دکور جعبه های کادو در همه ی مکانهاست. البته هرکسی بنا به سلیقه اش هرچیزی رو که دستش بیاد آویزون میکنه.



   بعضی ها هم با گذاشتن عکس عزیزانشون و بخصوص اونهایی که برای عرض تبریک کریسمس،  عکسی از خودشون رو بصورت چاپ شده و بعنوان کارت تبریک برای این و آن فرستاده اند؛ بدین شکل سال خوبی رو برای همه آرزو می کنند. صد البته که چراغانی و آویزان کردن و یا گذاشتن همه رقم عصای سرکج که به نام Candy Cane (عصای شیرینی) مشهوره از اصلی ترین تزئیناته. قابل ذکره که آویزان کردن شکلاتی به همین شکل از درخت کریسمس بسیار رایجه. این سمبل در اصل یادآور عصای چوپانان و مسیحه که از سال 1670 از کلیسایی در شهر«کُلـُن»Cologne آلمان رایج شد و در اصل ترفند کشیش برای ساکت کردن بچه ها در کلیسا بود. گفتنیه که بعضی ها هم اونرو  وارونه شده ی حرف «J» (اولین حرف نام مسیح به انگلیسی Jesus) میدونند.


 

دکور «جوراب کادو» که معمولاً زیر درخت سرو آویزان می کنند تا بابا نوئل («سنتای مقدس» Santa Claus)  از لوله بخاری وارد بشه و کادوهای افراد را داخل اون بذاره؛ اصلی ترین تزئین درخت کریسمسه.



 طبق معمول همه ساله باز برادرم و نیز کریستینا و دیوید (مادربزرگ و پدربزرگ خوانده ی بچه هام) نه تنها اونها رو شاد کردند؛ بلکه من و عیال هم نصیبی بردیم. وقتی دیدم که دخترکم _ فرین _ چه ذوقی از خودش در می کنه که بابا نوئل  همه ی هدیه هایی رو که توی لیست آروزهاش نوشته بود آورده؛ یه دفعه به پشت دستم زدم و رو کردم به عیال و گفتم:« چرا من غافل شدم و لیست آرزوهام رو ننوشتم؟  خودمونیما اگه بابا نوئل هر سال فقط یه دونه نسوان خارجکی برام آورده بود؛ الان چه کلکسیونی از همه ی نژادها داشتم و  مکزیکیه می شست و  چینیه می پخت و سفید پوسته زن روز بود و لابد سیاه پوسته هم واسه ی محرم و  ....  »  میدونید عیال چه جوابی داد؟  نه گذاشت و نه برداشت و گفت:«به همین خیال باش شاید دل و یه جای سوخته ات یه کمی آروم بشه!»... پیش پیشکی سال نوی میلادی فرخنده باد ... موفق و پیروز باشید ... درود و دو صد بدرود .... ارادتمند حمید