X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1390

رقص سرخپوستی

**** این نوشته تقدیم شد به دوست(ان) عزیزی که به تازگی خواننده ی این مکان شده اند.

===================================

تاوقتی که بیام آمریکای جهانخوار، برای من آرزو بود که فرصتی بدست بیارم تا بتونم برای مدّتی بین یک قبیله ی سرخپوست و توی چادرهای اونها زندگی کنم . امــّا  بدونید که اگه شما هم تحت تاثیر فیملهای آمریکایی تصوّر می کنید که هنوز قبیله های سرخپوست سوار بر اسب به شکار بوفالو (گاومیش) مشغولند و شبها گرد آتشی هوهو می کنند و می رقصند و چاپوق دوستی دود می کنند و  آخر شب هم عیالشون رو توی چادر بغل می کنند و تا صبح خــُرنـاسـه می کشند؟؟  سخت در اشتباهید. چرا که این روزها به جز مرز مکزیک(قوم کوچکی از آزتکها  Aztec)  و آن هم انگشت شمار،  دیگه نمی تونید اونها رو بصورت قبیله ای و بخصوص با لباسهای خاصشون ببینید مگه اینکه فقط برای جلب توریست باشه و در اصل مکانی(مـُتل یا هتلی) را به آن شکل طراحی کرده باشند. این روزها بیشتر سرخپوستان آمریکا حتی آنانی  هم که در محدوده ی اختصاصی و سرزمینهای خاص خودشون و با حاکم بودن قوانین داخلی خاص خودشون زندگی می کنند؛   آنچنان گرفتار تکنولوجی و تمدن شده اند که بیشتر رسم و رسوم اجدادی شون رو به یاد ندارند  و در عوض چون توی زمینهای اختصاصی شون  تاسیس کازینو (بازی کده = قمارخانه) آزاده ؛ تا بخواهید به اینجور کارها مشغولند.

                                     کو شکار بوفالو و کو زندگی سالم اجدادی ؟؟


                               چادر سرخپوستی با نام اختصاصی پی تی Pee Tee


مدّتی پیش توسط یکی از دوستان ایرانی ام که در اصل همکار موسسه ای تحقیقی درباره ی بهداشت و درمان قبیله های آمریکا بود؛ با خبر شدیم که درکنار اینکه می تونیم از یک تست کامل (چک آپ)  پزشکی خون و غیره برخوردار بشیم؛ بد نیست دیداری از مسابقات رقصهای سرخپوستی داشته باشم. راهی سالن ورزشی یکی از دانشگاههای کنزاس سیتی شدیم و اولین چیزی که بیرون از سالن به چشم می خورد؛ وجود چند چادر فروش و عرضه ی انواع غذاهای سرخپوستی بود و از جمله باربیکیو (کباب گوشت) بوفالو (گاومیش) و نیز مخلوطی از آرد ذرّت و سیر و فلفل و زیره  که بصورت پخته شده دربین غلاف (پوشش خوشه ی) بلال پیچیده  شده  به نام «تمالی» Tamales.

                              ساندویچ گوشت گـــاومیش یا همان بوفالو Buffalo


                       غذای پیچیده شده در غلاف ذرّت(بلالی) به نام تمالی Tamales


در یک طرف سالن مسولان پزشکی به ردیف به گرفتن انواع و اقسام تست و آمارهای پزشکی و بیولوژی و آزمایشگاهی مشغول بودند  و در طرف دیگه ی  سالن انواع صنایع دستی، ابزار، یراق و تزئینات سرخ پوستی جهت نمایش و نیز خرید وجود داشت.


                                 نمایشگاه و فروش هنرهای دستی سرخپوستی


                          دادا !  گیوه ملکی نجبباد نیستا ... هنردست سرخپوستیه !!!


بهرحال ساعت به نزدیکهای عصر نزدیک شد و مراسم آنها  با رقص دست جمعی  بزرگسالان بعنوان یک سنت آیینی آغاز شد و بدنبال آن  مراسم _البته در بخش مسابقه _ با رقص های گروهی و نیز فردی  ادامه پیدا کرد. در اینجا از شما درخواست می کنم تا همزمانی که توضیح مختصر بنده رو نسبت به انواع رقصها و معانی سمبیلک آنها می خونید؛ از دیدن عکسهایی مربوط به این آیین لذّت ببرید. منتها این نکته رو توجــّه داشته باشید که چون یه جورایی باید بصورت مخفی عکس می گرفتم؛ کیفیت خیلی ازعکسها خوب نیست و از طرفی هم به سختی میشه در اینترنت عکس پیدا کرد و اگر هم پیدا بشه؛ قابل دانلود یا انتشار مجدد نیست.

                            رقص گروهی یا بزرگسالان. مردان جلو و زنان در ردیف دوّم


بجز رقص همگانی و مشترک که به رقص بزرگسالان نیز مشهور است و بیشتر ابراز احترام به پیشکسوتان بود و جز قدم زدن  در اطراف میدان،  حرکت خاصی رو دربرنداشت؛ میشه انواع رقصهای سرخپوستی را به دو گروه عمده ی «مردان» و «زنان» تقسیم کرد.  از آنجا که همه جا بجز وقت مرگ!!! خانمها مــُقــّدم هستند اجازه می خواهم از نسوان عزیز شروع کنم:


                                   اسب سفید یا بهتره بگم اسب خــانــم سفید !!


انواع رقصهای زنان سرخپوست:

===============

Buckskin Dance = رقص  پوست آهـو:


از قدیم ترین فرمهای رقص خانمهاست که معمولن یکی از نسوان سرخپوست به نمایندگی از دیگر زنان، با پوشیدن لباسی مهره و دست دوزی شده از پوست آهو،  با نهایت شکوه و غرور شایسته ی «یک زن سرخپوست» در حالی که بادبزنی از پر بدست دارد؛ با ملاحت و ظرافت خاصی  از این سر تا آن سر میدان فقط راه میره .

                                        رقص آهو سمبل وقار زن سرخپوست

Cloth Dancing = رقص لباس پارچه ای:

همه ی حرکات این رقص هم مثل رقص پوست آهوست ولی رقصنده(ها) لباسی پارچه ای به تن می پوشند و علاوه بر بادبزن، معمولن(معمولاً) کیف زنانه وشال نیز حمل می کنند.

Fancy Shawl Dancing = رقص  شال پرنقش و نگار:

از رقصهای جدیدیه که خانمها به نوعی حرکتهای ورزشی بپــّر بالا و پایین انجام می دهند و سعی دارند تقلیدی از پریدن یک پروانه را همزمان پخش موسیقی بوسیله ی بدن و شالی که روی شونه هاشون انداخته اند؛ به نمایش بذارند.

                                                    رقص شال یا پروانه


Jingle Dancing = رقص پولک یا جرینگ جرینگ(باران):

این رقص را در اصل باید همانی دانست که در گذشته های نه چندان دور توسط خانمهای ایرونی نیز اجرا می شد. بدین شکل که لباس بلندی پر از حلقه و سکه های سوراخ و آویزون شده را می پوشیدند تا هنگام رقص صدای بلند جلینگ جلینگ لباسشون تا اون سر محله بره.  یادش بخیر باد که تا همین اخیر از درب نوشابه برای این صداسازی استفاده می کردند. البته هدف از این رقص سرخ پوستی تولید صدای باران است و چه شود که جنس لطیفی از نسوان با حرکات موزون علاوه بر لذت چشم،  بهره ی گوش حاضران رو با تولید صدای باران تامین کنه!!؟ همگی  بی حسادت بگید که خوش به حال خودم!!

**********

 انواع رقصهای مردان سرخپوست یا بقول این آمریکاییها  هندیهای آمریکایی! «امــِــریکن ایندیــَن» American Indian

===================

Grass Dancing = رقص چمنزار:

ریشه ی این رقص برمیگرده به گروهی از مردانی که عهده دار آماده سازی میدان رقص می شدند. آنان با پوشیدن شلوار یا پیش بند برای جلوگیری از آسیب پاهاشون اقدام به کوبیدن سبزه ها و چمنزار می کردند. جالبه که وقتی داشتم این رقص رو تماشا می کردم یادم به  پیشنهاد مورچه کشی خودم در نوشته ای به نام آموزش هنر ششم ایرانی افتاد که به کسانی که هیچ رقصی بلد نبودند پیشنهاد می دادم  با یه دستشون  لامپ آویزون شده به سقف رو باز کنند و با دست دیگرشون والف باسن مبارکشون رو ببندند و از پاهاشون هم برای مورچه کشی روی زمین استفاده کنند.

 

                                                                                  رقص چمنزار یا همان مورچه کشی و آماده سازی میدان رقص

Fancy Feather Dancing = رقص پرهای رنگارنگ:

رایج ترین رقصهای مردان سرخپوست  رقص پر است. بدین شکل که هر شخصی بنا به پیشینه ی فرهنگی قبیله ی خودش نسبت به استفاده از پرهای گونانگون با رنگهای متنوع  در معانی مختلف و بخصوص با جزئیات مختلفی اقدام میکنه. بنابراین نمیشه  نسبت به نوع طرح و بافت و ظرافت به کار رفته شده در تزئیناتی که با استفاده از پر در قسمت پاها و یا  پشت سر یا پشت کمر به کار رفته یک معنی یکدستی را بیان کرد و نزد هر قبیله ای معنی مختص خود را دارد.


                        تزئینات باله ی پشت، پاها، پشت گردن، روی سر و بدن با پـــَر


                                           کلاهــخــــودی از پــر عقاب !

Northern Traditional Dancing = رقص سنتی شمالی ها:

رقصیه که یادآور به شتاب دویدن پرندگان در بین چمنزار و نیز بازسازی یک تمرین نظامی مخفی شدن و جستجوی دشمنه. به این شکل که دائم میدویدند و ناگهانی مینشستند و به گونه ای خود را بین علفزار مخفی می کردند. البته رقصنده با خودش بادبزن پر، کیسه ی تنباکو و نیز پیپ حمل میکنه.

Straight Dancing = رقص ایستاده یا سنتی جنوبی ها:

از آنجا که هنگام این رقص بیشترین تزئینات رو به پاها و بدنشون آویزون می کنند و معمولن بصورت گروهی انجام میشه و رقصنده ها  توانایی جولان دادن زیادی ندارند؛ این رقص به نام «ایستاده» مشهوره و در اصل رقصیه آروم یا بهتره بگم  قدم زدن در یک ردیف و صف.   البته شخصی که جلودار صف بود حرکتهایی رو با دست انجام می داد و بقیه مثل آن را تقلید می کردند. بعضی ها معتقدند احترام به بزرگان و پیرانی که دیگه توانایی تند رقصیدن و خم و راست شدن را ندارند؛ فلسفه ی وجودی این رقص بوده.


                                       رقص ایستاده یا همون پیرمردی !

Gourd Dancing = رقص جغـجغـه یا کدو:

اصلی ترین وسیله ی این رقص بدست گرفتن یک جغجغه ی فلزی یا  خشک و پرداخت شده ی یک کدویی است که درون آن با دانه های  غلاتی مثل جو یا گندم پر شده و با تکون دادن آن تولید صدا می کنند. این رقص در اصل مثل رقص «نینای نینای مجسمه» ی نجف آبادیهاست که توسط تنبک و یا طبل نواز هدایت میشه. بدین شکل که هرچه صدای گره طبل قوی تر میشه رقصنده نیز باید همزمانی که به اطراف خود لگد می کوبد، صدای چغچغه را بلندتر کنه به همچنین و هرچه صدای طبل آهسته تر میشد او باید مقدار پرتاب پاها و نیز صدای تولیدی جغجغه را کمتر و کمتر کنه.

                                    گروه نوازندگان طبل به همراه  گروه کـــُر !

The Chicken Dance = رقص کبک یا مرغ مرغزار:

آخرین رقص خاص مردان سرخپوست در اصل  الهام گرفته  شده از حرکت سریع کبک در هنگام دویدن  و نوک زدن و دانه برداشتن سریع آن بود. به نوعی که رقصنده مثل کبک،   دائم سرخود را بالا و پایین و نیز چپ و راست می کرد تا بتواند همه جا (دشمن) را زیر نظر داشته باشد. هرچند قلسفه ی این رقص تقلیدی از حرکت یک پرنده  و آماده باش در میدان جنگ می بود؛ به نوعی مرا به یاد حرکتهای سر و گردن درویشها،   هنگام سماع و رقص عرفانی انداخت….. از توصیف رقصها که بگذریم یک چیزی اصل بیشتر رقصهای مردان بود و آن هم تولید انواع و اقسام سر و صدا  با هر وسیله ای…. از من به شما پیشنهاد که چنانچه برای تماشای یک چنین فستیوالی رفتید؛ آماده باش شنیدن  و سردرد گرفتن باشید چرا که حتی وقتی هم در حال راه رفتن هم باشند کلی سروصدا بخاطر آویزان بودن انواع و اقسام جغجغه و زنگوله های کوچک بر بدن و پای  آنها خواهید شنید.

                               زنگوله های کوچک و جغجغه ی بسته به پاها !

خاب بهتره بیش از این خسته تون نکنم و بدون هیچ توضیحی بقیه ی عکسها رو ببینید و بیایید این پایین تا خدمتتون یه سوال بپرسم .


                                آشناسازی گوش هوش نوزاد با سنت اجدادی


                                      جنگجوی آینده!  دندان شیری ات کو ؟


                                             نشان قبیله در گوش !


                                              رئیس قبیله و نـــوه اش !


در فرصتی که دست داد، با یکی از روسای قبایل گپی زدم و بعد از کلی سوال و جواب در مورد رقصها و سمبلها و معانی آنها، ازش خواهش کردم که یک اسم سرخپوستی برای من انتخاب کنه؟ کلی خندید و گفت: با یک نگاه و یک مجلس و نشست نمی شه اسمی  برای کسی انتخاب کرد؛  چرا که باید رفتارها و گفتارهای اون شخص رو زیر نظر داشته باشه  تا  براساس اونها ، از طرف ارواح درگذشتگان اسمی  به ذهنش خطور کنه. میگم حالا که ایشون نتونست … شما چطور؟ اگه بخواهید براساس نوشته های این وبلاگ، اسمی سرخپوستی  برای من انتخاب کنید؛ چی می گید؟ موفق و پیروز باشید …. منتظر نظرات خوبتون هستم …. درود و دو صد بدرود …. ارادتمند حمید