X
تبلیغات
رایتل

از نجف آباد تا آمریکای جهانخوار

خاطرات تجربه و زندگی جدید در آمریکا
یکشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1390

چـــه بـــایــد کرد و گفت؟

1- این روزها سوای اینکه سخت مشغول درگیرهای شخصی و شغلی و شروع سال تحصیلی جدید هستم؛ راستشو بخواهید بدجوری هم مغز نداشته ام قـُفل قفله و با آنکه خیلی حرفها به ذهن و زبونم میرسه ولی شوق بیان کردنش رو ندارم و دروغ چرا؟ گاهی هم وسوسه ی خداحافظی با شما دوستان عزیز هم به ذهنم میرسه و نمی دونم«چه باید کرد و گفت؟»

2-محض بیان تجربه عرض کنم که: اون اوائلی که تازه اومده بودیم؛ در تعجب می ماندم که «چرا این آمریکاییها تا وقتی شماره ای رو نشناسند به موبایلشون جواب نمیدهند؟» تا اینکه آروم آروم دونستیم بخاطر نوع قراردادی است که با کمپانی های ارائه کننده ی خدمات موبایل دارند و چون مقدار دقیقه و زمان مکالمه ی ماهانه شان محدوده؛ تا کسی رو نشناسند به اون پاسخ نمی دهند تا مبادا با پاسخگویی به تلفنهای تبلیغاتی و تجارتی و غیر ضروری از دقیقه هاشون(ولو که فقط پاسخ بدهند) کم نشه و سر ماه زمان کم نیارند. بشنوید که هفته هاست که این کمپانی های بیمه و دانشگاه و فروشگاهها با بدست آوردن شماره ی بنده،(_که نمیدونم از چه طریقی؟_) چپ و راست زنگ می زنند که یا بیمه ی عمر بفروشند و یا مرا تشویق به ادامه ی تحصیل بصورت اونلاین کنند و یا اینکه با وارد شدن به سایتهای فروشگاهها و خرید از اونجاها تخفیف بگیریم. در یک کلمه خفه و خسته شدم از دستشون و منم شدم خارجکی و تا شماره ای رو نشناسم؛ دیگه پاسخ نمی دم. عیب کار اینه که گاهی مواقع شماره های تماس بعضی ها رو تشخیص نمی دم و یا اینکه دوستانی که از ایران تماس می گیرند و برای کمتر شدن هزینه هاشون بطور مستقیم زنگ نمی زنند و از کارتهای اینترنتی استفاده می کنند رو نیز نمیتونم بشناسم و حالگیری است اساسی و بازم نمیدونم «چه باید کرد و گفت؟»

   نمیدانم چه باید کرد و گفت؟

3-اونروزا که حوصله ای داشتم و سری هم به مسنجر می زدم؛ هر دو روز یک بار یک آی دی ناشناسی می دیدم که لینک یک سایتی رو در برداشت. گفتنیه که درکنار اینکه اون سایتها از نوع مــُـسـتـهـجـم(مستهـ ـجن) بود؛  در اصل  قصدشون اینه که با تحریک افراد و وارد شدن به اون دست سایتهای خیلی بد بد :) اطلاعات شخصی افراد رو از کامپیوترهاشون بدزدند. به تازگی شکل دیگه ای از این نامرد بازیها رایج شده و با استفاده از آی دی دوستان و کسانی که از طریق ایمیل در ارتباط بوده یا هستیم؛ همون کار ارسال لینک سایتهای ناجور رو انجام میدند . باخودم فکر می کردم که اگه از طرف ایمیل بنده به سوی شما دوستان و بخصوص هموطنان داخل،  یک چنین لینکهایی ارسال بشه و دوستان تشخیص ندهند که اینها هرزنامه است؛ خیلی خیلی بد میشه که… فقط خواستم بدونید که هرکوفتی هستم؛ بخدا اینقدر هم بی شعور نیستم و بازم نمیدونم «چه باید کرد و گفت؟»

4-این روزها تعدادی از خوانندگانی که هرگز ردی از اسم و نظرات خوبشون رو توی وبلاگ ندیده بودم؛ درباره ی زندگی در آمریکا سوالات متعددی رو در قالب مشورت پرسیده اند. بدینوسیله اعلام می کنم که اگه جواب کسی از قلم افتاد یا هنوز وقت نکرده ام بنویسم؛ عذرخواهی کنم و دونسته باشند که عمدی در کار نبوده. بماند که در بیشتر موارد هم بازم نمیدونم «چه باید کرد و گفت؟»

5- با آروزی آرامش و پیروزی دوچندانتان. من که هووووچی نمیدونم شما بفرمایید که:«چــــه بــایــد کــرد و گــفــت؟» درود و دو صد بدرود …. ارادتمند حمید.